برای آقاجون...
نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانش نمی کند! کسانی هستند که هرگز تکرار نمی شوند! و حرفهایی که معنیشان را خیلی دیر می فهمیم. اینجا می خواهم از مردی بنویسم که حضورش به زندگی همه گرما می داد. می خواهم از آقاجون بنویسم که با رفتنش غم بزرگی بر دل ما گذاشت .کسی که اگر سخت ترین مریضی را هم داشت فقط کافی بود امیرمحمد و آیدا را ببیند تا به قول خودش شفا پیدا کند اینها را می نویسم تا وقتی دو فرشته کوچکم بزرگ شدند بدانند که مهربانترین پدر بزرگ دنیا را داشتند و هیچگاه فراموشش نکنند .آقاجون بر گردن بچه های من حق دارد ومن می خواهم که آنها همیشه قدردان وسپاس گذارش بوده وبه یادش باشند.به گذشته برمی گردم یاد روزهایی می افتم که آقاجون آیدا را ...
نویسنده :
مامان محدثه
15:20







